1- نوابغ از دریچههای مختلف به مسأله نگاه میكنند. نوابغ اغلب به دنبال یافتن نگرشی نو هستند كه تاكنون دیگران آنها را برنگزیدهاند. لئوناردو داوینچی معتقد بود كه برای كسب دانش راجع به قالب یك مسأله، باید یاد بگیریم كه چگونه آن را از راههای گوناگون، بازسازی كنیم. او اعتقاد داشت كه اولین نگرش ما به یك مسأله، بهشدت متأثر از نگرش معمول و روزمرهمان است. او مسأله خود را ابتدا از یك نگاه، بعد از نگاهی دیگر و بعد از نگاههای دیگر بازسازی میكرد. با هر تغییر، درك او از مسأله عمیقتر و بههمان اندازه به فهم اصل مسأله نزدیكتر میشد.
نظریه نسبیت انشتین، اساسا"، توصیف تعاملات بین چند نگاه مختلف است. روش تحلیلی فروید نیز بهدنبال یافتن جزئیاتی است كه با نگاه سنتی نمیتوان آنها را دید. در حقیقت فروید همواره در جستجوی یافتن زاویه نگرش كاملاً جدیدی بوده است.
یك اندیشمند، برای حل خلاقانه یك مسأله، باید در ابتدا رویكرد اولیه خود را كه برخاسته از تجربیات گذشته است، كاملا" رها كند و مسأله را مجدداً تصور و تخیل نماید. نوابغ با اجتناب از نگاه یك سویه فقط به حل مسائل موجود (همچون ابداع یك سوخت سازگار با محیطزیست) نمیاندیشند، بلكه به كشف مسائل جدید نیز میپردازند.
2-نوابغ افكار خود را به تصویر میكشند. انفجار خلاقیت در عصر رنسانس بهشدت متأثر از تدوین و توزیع دانش عظیم و گسترده نقاشی، طراحی و نمودارهایی همچون نمودارهای مشهور داوینچی و گالیله بود. گالیله در زمانی كه اكثر معاصران وی همچنان از رویكردهای متعارف ریاضی و گویشی استفاده میكردند، با نمایش تفكرات خود بر صفحه كاغذ ، انقلابی در علم ایجاد كرد.
نوابغ بعد از آنكه حداقل تواناییهای خاص گویشی را بهدست میآورند، بهدنبال افزایش مهارتهای تصویری (دیداری) و تجسمی خود میروند تا بتوانند، اطلاعات را به روشهای مختلف نمایش دهند. وقتی انشتین با مسألهای مواجه میشد، همواره لازم میدید تا موضوع خود را به تمامی روشهای ممكن (همچون نمودارها) فرموله نماید. او ذهنی بسیار تصویری داشت؛ و بهجای اندیشیدن در چارچوبهای خشك استدلالهای ریاضی و گویشی، در قالب گزارههای تصویری و فضایی فكر میكرد. در واقع، او معتقد بود كه كلمات و اعداد (آنگونه كه آنها را میخوانیم یا مینویسیم)، چندان نقشی در فرآیند تفكرش بازی نمیكنند.
3-نوابغ تولید میكنند. یكی دیگر از ویژگیهای متمایز نوابغ، باروری و استعداد تولید سرشار آنان است. توماس ادیسون، 1093 اختراع ثبت نموده و همچنان سرآمد مخترعین است. او برای تضمین بهرهوری گروهش، برای همه اعضا سهمیه ایده تعیین كرده بود. سهمیه شخصی خود او، حداقل یك اختراع كوچك در هر 10 روز و یك اختراع بزرگ در هر 6 ماه بوده است.
باخ، هر هفته یك آواز میسرود، حتی اگر مریض یا بیحال بود. موتزارت، بیش از 6000 قطعه موسیقی خلق كرد. انشتین هم اگرچه بیشتر بهخاطر مقاله خود در باب نسبیت مشهور است، ولی 248 مقاله دیگر نیز منتشر كرده است. تیاس الیوت، چندین پیشنویس برای "برهوت" تهیه كرد كه مملو از پیامهای خوب و بدی بود كه بهناگاه به شاهقطعه تبدیل شدند.مطالعهای كه دین كیت سایمونتون از دانشگاه كالیفرنیا روی 2036 دانشمند انجام داد، نشان داد كه معتبرترین دانشمندان، فقط آثار گرانقدر خلق نكردهاند، بلكه انبوهی از كارهای بد و نامطلوب نیز داشتهاند و از حجم عظیم و كمیت كار آنان، كیفیت نیز سر برآورده است.
4-نوابغ، تركیباتی بدیع میآفرینند. سیمونتون دركتاب "نابغه علمی" خود (1989)، تصریح میكند كه نوابغ، بهجای اینكه صرفاً كارها را بر اساس ذوق و استعداد انجام دهند، بیشتر تركیبات بدیع و نو میآفرینند. یك نابغه نیز همچون یك كودك بسیار بازیگوش كه با مجموعهای از بلوكهای ساختمانی سرگرم میشود، دایماً در حال تجزیه و تركیب ایدهها، تصاویر و افكار به روشهای مختلف در ضمیرهای خودآگاه وناخودآگاه خویش است.
معادله انشتین را در نظر بگیرید: E=mc2. انشتین مفاهیم انرژی، جرم و سرعت نور را اختراع نكرد. در عوض، با تركیب این مفاهیم در قالبی نو، توانست جهانی را كه دیگران نیز میدیدند، به روشی متفاوت ببیند. قوانین وراثت كه علم ژنتیك نوین بر پایه آن بنا شده، برخواسته از نظرات یك كشیش اتریشی بنام گروگر مندل است كه ریاضیات و زیستشناسی را تركیب كرد تا علمی نو بیافریند.
5-نوابغ، روابط را تقویت میكنند. اگر الگویی از تفكر، نشانگر نبوغی خلاقانه باشد، همانا متأثر از توانایی كنار هم گذاشتن موضوعات نامرتبط است. این توانایی در بهم ربط دادن مقولات مجزا، نوابغ را قادر میسازد تا چیزهایی را ببینند كه دیگران نمیتوانند ببینند.
داوینچی سعی كرد تا رابطهای بین صدای زنگ و سنگی كه در آب میافتد، ایجاد كند. این نكته، باعث كشف این اصل شد كه صدا همچون موج حركت میكند. درسال 1865، اف.ای. ككوله، شكل حلقوی مولكول بنزن را در خیالات خود، در قالب ماری تجسم كرد كه دُم خود را گاز میگیرد. ساموئل مورس، بهخاطر ناتوانی در تولید سیگنالهای تلگرافی كه بتوانند از یك قاره به قاره دیگر برسند، بهستوه آمده بود. تا اینكه روزی مشاهده كرد كه اسبهای چاپار را در ایستگاهها تعویض میكنند و كوشید تا ارتباطی بین ایستگاههای اسبهای چاپار و سیگنالهای قوی پیدا كند.
6-نوابغ به تضادها میاندیشند. فیزیكدان و فیلسوف معروف، دیوید بوهم، معتقد بود كه نوابغ از این جهت قادرند افكاری متفاوت داشته باشند كه میتوانند دمدمی مزاجانه بین مقولات متضاد یا موضوعات ناسازگار حركت نمایند. آلبرت روتنبرگ محقق معروف در زمینه فرآیند خلاقیت، نیز متذكر وجود همین توانایی در اكثر نوابغ ـ همچون انشتین، موتزارت، ادیسون، پاستور، كونراد و پیكاسو ـ شده است و آن را در كتاب خود، "الهه نوظهور: فرآیند خلاقیت درهنر، علم و سایر زمینهها" (1990) شرح میدهد.
فیزیكدان معروف، نیلز بوهر اعتقاد داشت كه وقتی شما همزمان خود را در مواضع متضاد نگاه میدارید، افكار خود را معلق كرده و نتیجتاً ذهنتان به سطحی جدید منتقل میشود. معلق بودن ذهن، امكان میدهد تا ذكاوتی فرای تفكر ساده وارد عمل شود و قالبی نو خلق نماید. این چرخش و گردش مابین تضادها، شرایطی را ایجاد میكند كه ذهن شما آزادانه به زوایای دید جدید دست یابد. توانایی بوهر در تصور دوگانه نور در قالب ذره و موج، باعث شد تا او به درك و تدوین "اصل مكملی" برسد. اختراع یك سیستم عملی روشنایی توسط توماس ادیسون، ناشی از تركیب سیمپیچی مدارات موازی با رشتههای مقاومت بالا در لامپهایش بود ـ چیزی كه در نظر دیگر اندیشمندان، غیرممكن تلقی میشد. در حقیقت دیگران چنین تركیبی را عملاً ناسازگار فرض میكردند. از آنجا كه ادیسون میتوانست پرش بین دو چیز ناسازگار را بپذیرد، توانست رابطهای را ببیند كه سرانجام منجر به كشف بزرگ او شد.
7-نوابغ، استعاری میاندیشند. ارسطو، استعاره را نشانه نبوغ میدانست و معتقد بود فردی كه میتواند شباهتهای دو مقوله متفاوت هستی را درك كرده و بین آنها پیوند برقرار كند، گوهری گرانقدر در اختیار دارد. اگر چیزهایی نامشابه، از چند منظر و رویكرد، مشابه باشند،از مناظر دیگر نیز میتوانند مشابه تلقیشوند.
الكساندر گراهامبل، عملكرد داخلی گوش را با یك پرده محكم فلزی لرزان مقایسه كرد و این مقایسه به اختراع تلفن انجامید. انشتین بسیاری از قوانین مجرد خود را از رخدادهای مشابه طبیعی برداشت میكرد و توضیح میداد؛ رخدادهایی همچون پاروزدن در یك قایق یا ایستادن در ایستگاهی كه قطاری از آن میگذرد.
8-نوابغ خود را برای فرصتها مهیا میكنند. ما هرگاه مبادرت به انجام كاری میكنیم و شكست میخوریم، بهناگاه با شرایطی نو مواجه میشویم. این اولین اصل حادثه خلاق است. ممكن است از خود بپرسیم چرا من در این كار شكست خوردم؛ كه البته سوالی منطقی است. ولی حادثه خلاق، سوال متفاوتی را پیشروی ما میگذارد: ما چه كردهایم؟ پاسخ به این پرسش از طریقی نو و غیرمنتظره، اقدامی خلاقانه و اساسی است. این، خوششانسی نیست، بلكه بینشی خلاقانه در بالاترین مرتبه است.
الكساندر فلیمینگ، اولین پزشكی نبود كه در مطالعه باكتریهای كشنده، متوجه كپكهای ظرف كشت میكروب (كه در محیط باز قرار گرفته بود) شد. كمتر پزشك خوششانسی پیدا میشود كه بهجای دور ریختن این ظرف، آن را "جذاب" بداند و به آن به دیده یك "فرصت" بنگرد. این نگرش علاقهمندانهی او، به كشف پنیسیلین منتهی شد. ادیسون، وقتی در حال تفكر عمیق راجع به چگونگی ساخت یك رشته كربنی بود، ناخواسته با تكهای از خمیر بتونه سرگرم شده بود، آن را میچرخاند و دور انگشتانش میپیچید، لحظهای كه نگاهش به انگشتانش افتاد، برق از چشمانش پرید و گفت: "كربن را مانند یك رشته بپیچ!". بیافاسكینر، اینگونه بر اولین اصل روششناسان علمی تكیه میكند: "وقتی چیزی برایتان جالب است، همه چیز را رها كنید و به مطالعه آن بپردازید". وقتی فرصتی در میزند و ما مجبور به اتمام كاری از پیش تعیینشده هستیم، شكستهای ناخواستهی بسیاری در زندگیمان رخ میدهد. نوابغ خلاق، منتظر دستاوردهای شانسی نمینشینند، بلكه فعالانه بهدنبال اكتشاف تصادفی میگردند.
این راهبردها را بهكار بگیرید
نوابغ خلاق میدانند كه چگونه ازاین راهبردهای فكری استفاده كنند و به دیگران نیز بیاموزانند كه از آنها استفاده كنند. جامعهشناس معروف، هریت زوكرمن، متوجه شد كه شش نفر از شاگردان انریكو فرمی (برنده جایزه نوبل)، همانند خود او موفق به دریافت جایزه نوبل شدند. ارنست لاورنس و نیلز بوهر نیز هر یك چهار شاگرد برنده جایزهی نوبل داشتند. جِیجِی تامسون و ارنست رادرفورد نیز مشتركاً 17 برنده جایزه نوبل را تربیت نمودند. این برندگان نوبل، تنها نابغه نبودند؛ بلكه قادر بودند نبوغ را به دیگران نیز بیاموزانند. بررسیهای زوكرمن نشان میدهد تأثیرگذارترین بزرگان، علاوه بر محتوای فكری،الگوها و راهبردهای تفكر را نیز آموزش میدادند. بنابراین واضح است كه راهبردهای فكری را میتوان آموخت.
درك، تشخیص و بهكارگیری راهبردهای فكری مشترك بین نوابغ خلاق، شما را قادر میسازد تا در زندگی كاری و شخصی خود، خلاقانه رفتار كنید.
برچسب:
نویسنده: مهدی جعفری